51 من...
تو دست هایت را باز می کنی
من چشم هایم را میبندم
او میخزد در آغوشت...
و این آخر تمام سمفونی های بی صدای
نگاه تو بود...
مثل همیشه پر سر و صدا و تکان دهنده...
+ نوشته شده در ساعت توسط غار شماره ی n ام
|