تو می روی

و نگاهت خیره می مانند به منی که ماندم

و جای گلی کفش هایت

روی این کوچه باغ های خیس له می شوند

و دست هایت لای اقاقی ها

مشت مشت گریه می کنند!

تو که می روی

دنیا هم پا به پایت تند تند می رود فرمانروا...