38 من...
آخرین دیدارمان دقیقا کی بود را نمی دانم
فقط یادم هست
آسمان آنقدر ابری و خاکستری بود
که تو گفتی قهرش گرفته
و تگرگ می آمد!
کوچه باغ خیس بود
و بوی خاک نم زده با نگاه تو قاطی...
+ نوشته شده در ساعت توسط غار شماره ی n ام