کلئوپاترا، ملکه ی غار نشین ِ روانی
دوی من...
- یه فکری دارم!
- چه فکر
ی
؟
- میای بریم تو یه غار زندگی کنیم؟
- مگه
ما
الان کجاییم؟
P.S: غارم پنجره هم دارد...
+
نوشته شده در ساعت توسط غار شماره ی n ام
اوهوی سگ پدر
دست هایم لای سنگها ماسیده
آن وقت توی عوضی
بی خیال
...یخ در بهشتت را مزه میکنی
عدالت است دیگر
هه
داری حوصله ام را سر می بری
... خفه شو
.
.
.
! ملکه ی غارنشین روانی
خانه
پروفایل مدیر وبلاگ
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
۱۳۸۸/۰۵/۲۲ - ۱۳۸۸/۰۵/۳۱
۱۳۸۸/۰۵/۰۸ - ۱۳۸۸/۰۵/۱۴
۱۳۸۸/۰۵/۰۱ - ۱۳۸۸/۰۵/۰۷
۱۳۸۷/۱۱/۲۲ - ۱۳۸۷/۱۱/۳۰
۱۳۸۷/۱۱/۱۵ - ۱۳۸۷/۱۱/۲۱
۱۳۸۷/۱۱/۰۸ - ۱۳۸۷/۱۱/۱۴
۱۳۸۷/۱۱/۰۱ - ۱۳۸۷/۱۱/۰۷
۱۳۸۷/۱۰/۲۲ - ۱۳۸۷/۱۰/۳۰
۱۳۸۷/۱۰/۱۵ - ۱۳۸۷/۱۰/۲۱
۱۳۸۷/۱۰/۰۸ - ۱۳۸۷/۱۰/۱۴
پیوندها
هذیان گویی های کلئوپاترا
Un Holly Whore
قار قارِ تنهایی
مـ ــن گنــ ــاهکـ ــار نیسـ ــتم
نوشته های مرگوار یک مرده
نگاه ام نکنید
هرزه نوشت هاي ذهن پسرك
!زمستان مردگان
... برهنگی های من
فاحشه در زمستان
!چرندیات یک ذهن هرزه
نوشته های پی در پی یک پاپلی چپکی εïз
!!!چرندیات یک ذهن خطرناک
یـــ ـه آشغــ ــال
پدر خوانده ی جوان
مه / یار
هرزه اي كه پشت چراغ قرمز جان داد
شبگرد
سایه / روشن
سگ ولگرد
اسکیس دنیای من
مردی که نفسش را کشت
i_was_me
... دختری که
دختری با اسانس " پوسیدگی "
ابــــســــوردیـــــتــــه
خانه ای از شن و مه
تمشک
آدمک کوکی مرده
کلیسای مرگ
شلم شولواهای مخ من...؟!
پیاده رو
آخرین هوس های حوا
اتاق خوب یه نفره
دوشیزه از جنس آب خاک آتش
(لاشی (ایـــــــش
BLOGFA.COM