سیزده تو...
تو همیشه نحس بودی...
از همون روزی که با هم جلوی آینه وایسادیم
تا همین روزایی که
گربه سیاهه تو چشام زل زد
تو نحس بودی...
تو واسه من نحسیت رو هدیه آوردی
گربه سیاه رو هم!
آینه که شکست
هفت سال بدبختی تموم نشده هنوز...
سال اولش که اینجوری بود
وای به حال بقیه اش!
تو و چشمات همیشه نحس می مونین!
+ نوشته شده در ساعت توسط غار شماره ی n ام