122 (دیگه تویی وجود نداره که حساب کنم)
هی تو
لاشه ام رو بگیر تو دستات
که لای این همه سنگ ریزه خرد شده و پوسیدم
حالم
هم از تو
و هم از این دنیای ت//خ.م.یک بهم میخوره!!!
+ نوشته شده در ساعت توسط غار شماره ی n ام