تبليغاتX
کلئوپاترا، ملکه ی غار نشین ِ روانی

کلئوپاترا، ملکه ی غار نشین ِ روانی

اینجا هم هستم!

هم خوابــــــگی های تک نفره

دیدم غارم دیر به دیر آپ میشه واسه همین گفتم!

+ دیوار نوشته های رنگی غار شماره ی n ام

تو

بزرگ تر از آن بودی که به چشم های سیاه من نیایی

و موهای من زیادی پر کلاغی بود

که روی گیس های طلای شهزاده را کم کند!

این شد

که وجود زیادی شرقی من

گیر کرد بین دو کوبه ی در و له شد...

+ دیوار نوشته های رنگی غار شماره ی n ام |

یک لیوان بزرگ چای

بی قند

دو تا کتاب قطور خوش رنگ و قدیمی

"الهه ی نار" بنان

قلیان

و تمام رویاهایی که حقیقی میشوند!

+ دیوار نوشته های رنگی غار شماره ی n ام

زیر سنگینی گرمای بدن عرق کرده ات

ماتم برد...

چشم هات برق می زد

ناله ای چندش آور به گوش های داغم خورد

و من

تا خود صبح

بالای دیوار راه رفتم!

+ دیوار نوشته های رنگی غار شماره ی n ام

من

هرزه تر از آنم

که بی خودی به وجودت بیایم

و بروم...

مطمئن باش اتراق می کنم!!

+ دیوار نوشته های رنگی غار شماره ی n ام

دلم می خواهد

روی پاتیناژ دست هایت با مرگ برقصم

و کفش های پاشنه ی بلند قرمز و دکلته ی  مشکی م را بپوشم

و جلوی نگاه تو

دست در دست مرگ قدم بزنم!

+ دیوار نوشته های رنگی غار شماره ی n ام

تو

دست هایم را نمی دیدی که آشکارا می لرزید

چشم هایم را که خیس می شد

تنم را که می مرد

تو فقط

موهای بور شهزاده جلوی چشمانت بود...

+ دیوار نوشته های رنگی غار شماره ی n ام

به شرافت نداشته قسم

که ذهنم پشت دریاهای چشم هات ماسیده

و روز به روز

محدوده ی کپک زده اش فراخ تر می رود...

+ دیوار نوشته های رنگی غار شماره ی n ام

هیچکس پیدا نمی شود

که درست این ملکه ی فرتوت را دید بزند...

هیچکس

زیر این خروار لباس های زینتی و آرایش مو و نمی دانم چه

حرمسراهای فرمانروا را نمی بیند!

+ دیوار نوشته های رنگی غار شماره ی n ام

من

یقین کردم که آدم ها

مشتی عروسک کوکی بی مصرفند

که فقط شکمشان را پر می کنند تا تلف شوند

و بترکند...

+ دیوار نوشته های رنگی غار شماره ی n ام

یادت هست

چقدر جز می زدم که شب تولدت آرزوها برآورده اند؟

حالا شب تولدت شده

و نمی دانم کدام آرزو را می خواهی

و یا اصلا

حرف من یادت مانده !!

شرافتت را کجا جا گذاشتی فرمانروای شریف...

+ دیوار نوشته های رنگی غار شماره ی n ام |

قول می دهم

اگر فقط به من یک چهار دیواری بدهند

که کاغذ داشته باشد

و قلم

همین الان از زندگی همه تان گم شوم بیرون و خلاص...

+ دیوار نوشته های رنگی غار شماره ی n ام

دلم

چیزهایی می خواهد که از توان تو خارج است

و تو دلت چیزهایی میخواهد

که من دارم!

و این فرق بزرگ من و توست نازنینم...

+ دیوار نوشته های رنگی غار شماره ی n ام

گم می شوم

لب هایم را قفل می کنم تا لال شوند

پاهایم را می شکنم تا دیگر به طرفت جذب نشوند

روح را ........

تو بگو

با این یکی چه کنم؟

+ دیوار نوشته های رنگی غار شماره ی n ام

چشم هایت را می بندی

و بلند بلند آرزویت را توی گوش هایم میخوانی

لبخند میزنی

و بعد

چشم هایت را سراسیمه باز میکنی

انگار

میخواهی مطمئن شوی شهزاده فقط توی خیالت بوده...

+ دیوار نوشته های رنگی غار شماره ی n ام

می گویم دست هایت را بکش

و تو

دست هایت را سریع می گذاری توی جیب هایت

و می روی...

+ دیوار نوشته های رنگی غار شماره ی n ام

توی دنیا

دو چیز بیشتر از همه بهم می ریزدم:

اول. گذشته های ت//خ....ماتیک!

دوم. روزهای قبل از این گذشته های ت//خ...ماتیک!!!

خوب

حرف هست دیگر....

+ دیوار نوشته های رنگی غار شماره ی n ام

میخوام دوباره برگردم و بشم همون آدم بده ی داستان

همونی که جون به سگ نمی داد

همونی که...

برگشتم!!!!!!

از خیر بهشت و آمرزشت هم گذشتم....

هی با توام بالا سری!

+ دیوار نوشته های رنگی غار شماره ی n ام

کلاغ پَر

گنجیشک پَر

غزل پَر

غزل که پَر نداره خودش خبر نداره

غزل که پَر دار شد خودش خبر دار شد...

غزل پُر

غزل مــــُـــــرد!

+ دیوار نوشته های رنگی غار شماره ی n ام

شاید فردا

همون روزی باشه که دیگه از خواب بیدار نشم

شاید بتونم بپرم

شاید شد

شاید...

تو روح هر چی شاید و اما و اگره

گم شو!

+ دیوار نوشته های رنگی غار شماره ی n ام

حالت تهوع دارم

حالت تهوع دارم

حالت تهوع دارم

.

.

میخوام فقط رو تو بالا بیارم کجایی پس؟

+ دیوار نوشته های رنگی غار شماره ی n ام

ببین لعنتی

من همه ی همه ی زورمو زدم که تو بمونی

اما "تو" ی آشغال فرار کردی

در رفتی

یعنی من ِ آشغال تا این حد بوی گندم همه جا رو گرفته بود؟

+ دیوار نوشته های رنگی غار شماره ی n ام

تو

برای کسی زندگی می کنی که دوستت ندارد

و من برای تو...

و دیگری برای من که تو را...

و حتما دو نفر دیگر هم سر و ته این زنجیره اند

و ما

تکراریم!

+ دیوار نوشته های رنگی غار شماره ی n ام |

صدای ضرب شستت

توی گوش هایم می پیچد و از آنجا چرخ میزند

قاطی می شود

با همه ی خاطره های پسماند

و ریز می شود!

من هم

محکم می زنم پس گردن خودم

که یعنی مثل آدم سر جایت بنشین و چایت را بخور!!!

+ دیوار نوشته های رنگی غار شماره ی n ام

چه بسا

دست هایم بپوسد و جذام بدنم را بگیرد

و یا حتی قرنیه هام آب شود

تا شوم

خم شوم

چه توفیری به حال تو دارد که مدام دم از آدمیت می زنی؟؟

P.S: هان؟

+ دیوار نوشته های رنگی غار شماره ی n ام

بادبادک هایت

همه لابه لای شاخه ها گیر کردند!

- البته بگویم که من داوطلب شدم برای هم نشینی با درخت ها-

و تو

از آن پایین

اشک می ریزی هنوز...

+ دیوار نوشته های رنگی غار شماره ی n ام

و من

هر روز هزار بار

چشم هایم را در می آورم

و خودم را فحش باران می کنم و تلخی زننده شان را

می بویم...

+ دیوار نوشته های رنگی غار شماره ی n ام

دیدن تو

به قدری روحم را شکنجه می دهد

که ناحن کشید پنجاه نفر

همزمان

روی تخته سیاه!

+ دیوار نوشته های رنگی غار شماره ی n ام

Suddenly

I know i'm not living

Hello

I'm still here

P.S: هر کس به طریقی دل ما می شکند...

+ دیوار نوشته های رنگی غار شماره ی n ام

ودیعه هایم

پیش خودت بماند که اگر روزی

یادت افتاد من زمانی دست هایت را تمنا می کردم

مدرک داشته باشی!

من

عاشقانه چشم هایت را پس می زنم امروز...

+ دیوار نوشته های رنگی غار شماره ی n ام

X

اوهوی سگ پدر

دست هایم لای سنگها ماسیده

آن وقت توی عوضی

بی خیال

...یخ در بهشتت را مزه میکنی

عدالت است دیگر

هه

داری حوصله ام را سر می بری

... خفه شو

.
.
.

! ملکه ی غارنشین روانی




بی ربط

No Smoke
We R nOt anGelS
Iran Ehda
My Profile
Are you Healthy ?
LIKE TO TRAVEL????
Artist or a Scientist ?
Like to Gamble?
THINK YOU'RE SEXY????




غار نشینی ها

88/05/22 - 88/05/31

88/05/08 - 88/05/14
88/05/01 - 88/05/07
87/11/22 - 87/11/30
87/11/05 - 87/11/21
87/11/08 - 87/11/14
87/11/01 - 87/11/07
87/10/22 - 87/10/30
87/10/05 - 87/10/21
87/10/08 - 87/10/14




دوستشان دارم

هذیان گویی های کلئوپاترا
قره قوروت
Un Holly Whore
قار قارِ تنهایی
مـ ــن گنــ ــاهکـ ــار نیسـ ــتم
نوشته های مرگوار یک مرده
نگاه ام نکنید
هرزه نوشت هاي ذهن پسرك
!زمستان مردگان
... برهنگی های من
فاحشه در زمستان
!چرندیات یک ذهن هرزه
نوشته های پی در پی یک پاپلی چپکی εïз
!!!چرندیات یک ذهن خطرناک
یـــ ـه آشغــ ــال
پدر خوانده ی جوان
مه / یار
هرزه اي كه پشت چراغ قرمز جان داد
شبگرد
سایه / روشن
سگ ولگرد
اسکیس دنیای من
مردی که نفسش را کشت
i_was_me
... دختری که
دختری با اسانس " پوسیدگی "
ابــــســــوردیـــــتــــه
خانه ای از شن و مه
تمشک
آدمک کوکی مرده
کلیسای مرگ
شلم شولواهای مخ من...؟!
پیاده رو
آخرین هوس های حوا
اتاق خوب یه نفره
دوشیزه از جنس آب خاک آتش
(لاشی (ایـــــــش